تبليغاتX
مدیریت برقلب ها!!!
مجله اینترنتی:فرهنگی/آموزشی/هنری/دانلود/ترفند...
 

دنیا چو حباب است ولکن چه حباب                 نه بر سر آب بلکه بر روی سراب

آن هم چه سرابی که ببینند به خواب       آن خواب چه خواب؟ خواب بد مست خراب

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/21ساعت 14:3  توسط مسافر کوچولو | 
 

ماهی همیشه تشنه ام

در زلال لطف بیکران تو .

می برد مرا به هر کجا که میل اوست

موج دیدگان مهربان تو

ماهی همیشه تشنه ام

ای زلال تابناک !

یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

ماهی تو جان سپرده روی خاک !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 0:41  توسط مسافر کوچولو | 
 

********************

در زندگی بارون نباش که فکر کنن با منت داری خودتو به شیشه میکوبی ، ابر باش که منتظرت باشن که بباری!

 

 **************************

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/25ساعت 22:54  توسط مسافر کوچولو | 
 

 من يه ماهی كوچولو هستم كه تو قلب شيشه ای تو زندگی می كنم. ميدونی اگه یه روزی دلت بشكنه من

مي ميرم .

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 11:17  توسط مسافر کوچولو | 
 

زيبا،

چشم تو شعر

چشم تو شاعر است

من دزد شعرهاي چشم تو هستم....

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/03/26ساعت 11:22  توسط مسافر کوچولو | 
 

گر چه با يادش، همه شب، تا سحرگاهان نيلي فام ،
بيدارم؛
گاهگاهي نيز ،
وقتي چشم بر هم مي گذارم ،
خوابهاي روشني دارم ،
عين هشياري!
آنچنان روشن كه من در خواب ،
دم به دم با خويش مي گويم كه:
بيداري ست، بيداري ست، بيداري!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/14ساعت 1:33  توسط مسافر کوچولو | 
 

فقط عشق می ماند و دیگر هیچ!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/14ساعت 1:6  توسط مسافر کوچولو | 
 

 

تا بال به بال عشق بستي

تا هست جهان هميشه هستي

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/03/11ساعت 14:7  توسط مسافر کوچولو | 
 

شيشه ي دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پرپر مي شود .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/03/08ساعت 12:47  توسط مسافر کوچولو | 
 

 

دریا بمان

حتی اگرساحل من لیاقت نوازش موج هایت را ندارد

اینجا

همه چیز تلخ است

مثل چای شیرین صبحانه ...

مثل.......

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/03/06ساعت 15:26  توسط مسافر کوچولو | 
 

يك آسمان پرنده رها روي شاخه‌ها،
در باغ بامداد.
يك آسمان پرنده،
سرگرم شستشو
در چشمه‌سار باد!
يك آسمان پرنده،
در بستر چمن
آزاد، مست، شاد...
از پشت ميله‌ها،
بغضي به هاي هاي شكستم،
قفس مباد!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/03/03ساعت 1:32  توسط مسافر کوچولو | 
 

لحظه های تنهایی ات را بسوزان ، وقتی سهمت از پرواز در پیله ماندن است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/03/03ساعت 1:15  توسط مسافر کوچولو | 
 

به دیدارم بیا هر شب دلم تنگ است ....
"
ثالث"

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/03/03ساعت 1:11  توسط مسافر کوچولو | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/03/01ساعت 21:46  توسط مسافر کوچولو | 
 

غروب شد خورشید رفت .

آفتابگردان به دنبال
خورشید می گشت

ناگهان ستاره ای چشمک زد

آفتابگردان سرش را پایین انداخت

آری..........

گل ها هیچ گاه خیانت نمی کنند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/02/27ساعت 21:52  توسط مسافر کوچولو | 
 

صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/23ساعت 14:1  توسط مسافر کوچولو | 
 

يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پيش آمدند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/02/22ساعت 22:10  توسط مسافر کوچولو | 
 

حرفهاي ما هنوز ناتمام

تا نگاه مي كني وقت رفتن است

باز هم همان حكايت هميشگي؛

پيش از آنكه با خبر شوي

لحظه‌ي عزيمت تو ناگزير مي‌شود.

آه

اي دريغ و حسرت هميشگي؛

ناگهان چه زود دير مي‌شود.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/02/22ساعت 21:52  توسط مسافر کوچولو | 
 

ساقی بده پیمانه ای ، زان می که بی خویشم کند
وز حـــسن شور انگیز تو ، عاشــق تر از پـیـشم کند
زان مـــی که در شبهای غــم ، بارد فروغ صبـــحدم
غافل کند از بــیــش و کم ، فارغ ز تــشــویشم کند
نور سحرگـاهی دهد ، فیضی که می خواهی دهد
با مسکنــت شاهی دهد ، سلطان درویــشــم کند
ســــوزد مــرا ســـــازد مــرا ، در آتــش انــدازد مــرا
وز من رهـــا سـازد مرا ، بـیـــگانه از خویــشــم کنـد
بستاند ای سرو سهی ، سودای هستی از "رهی "
یــغــمـا کــند اندیشــه را ، دور از بــد اندیشــم کند
رهی معیری

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/29ساعت 13:33  توسط مسافر کوچولو | 
 

گفتمش:دل ميخري؟! پرسيد چند ؟!

                                        گفتمش: دل مال تو ،تنها بخند

           خنده کرد و دل ز دستانم ربود

                                         تا به خود باز آمدم او رفته بود

            دل ز دستش روي خاک افتاده بود

                                     جاي پايش روي دل جا مانده بود

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/12/04ساعت 12:43  توسط مسافر کوچولو | 
 

بر جگر داغي ز عشق لاله رويي يافتم
در سراي دل بهشت ارزويي يافتم

عمري از سنگ حوادث سوده گشتم چون غبار
تا به امداد نسيمي ، ره به کويي يافتم

خاطر از ائينه ً صبح است روشن تر مرا
اين صفا از صحبت پاکيزه رويي يافتم

گرمي شمع شب افروز آفت پروانه شد
سوخت جانم تا حريف گرم خويي يافتم

هاي هاي گريه در پاي تو ام آمد به ياد
هر کجا شاخه گلي بر طرف جويي يافتم

تلخ کامي بين که در ميخانه ً دل دادگي
بود پر خون جگر ، هر جا سبويي يافتم

چون صبا در زير زلفش هر کجا کردم گذار
يک جهان دل بسته بر هر تار مويي يافتم

ننگ رسوايي رهي نامم بلند آوازه کرد
خاک راهه عشق گفتم ، آبرويي يافتم

رهی معیری

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/19ساعت 12:39  توسط مسافر کوچولو | 
 

هان ای عقاب عشق
از اوج قله های مه آلود دوردست
پرواز کن به روح غم انگیز عمر من
آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد
آن بی ستاره ای که
عقابم نمی برد...

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/19ساعت 12:34  توسط مسافر کوچولو | 
 

لسان غیب حافظ شیرازی:

شکر  خدا  که  از مدد بخت کارساز

بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست

سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار

در  گردشند  بر  حسب  اختیار دوست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/21ساعت 9:9  توسط مسافر کوچولو | 
 

عشق را وقف هوس ها ساختند،
گاه ِ سختي دوستي نشناختند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/17ساعت 10:17  توسط مسافر کوچولو | 
 

گوشه‌ي جاده نشسته بودم.

 

- هاي فلاني دو سه خطي بخوان!

 

مرد ديوانه مرا گرفته بود... خواندم:

 

روزهايم همه تار

ني‌لبك خشكيده به دست...

 

سنگي كه پراند از گوشه‌ي پيشانيم گذشت و ردي ماندگار به جا گذاشت.

 

از آن روز سال‌ها مي‌گذرد، اما هنوز جاي آن سنگ درد مي‌كند.

 

او چند روز پيش مرد. هيچ كس سر مزارش نرفت. شاخ گلي روي مزار خاكيش گذاشتم و آرام زمزمه كردم:

 

گل‌ها مي‌رويند

خنده كن اي مرد خدا

روزها از پي هم مي‌خوانند

راز خواهش تو را

روزها همه مي‌خوانند

راز تكفير تو را!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 6:38  توسط مسافر کوچولو | 
 

استاد سخن سعدی:

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا

گر تو شکیب داری ، طاقت نماند ما را

باری به چشم احسان در حال ما نظر کن

کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 7:44  توسط مسافر کوچولو | 
 

لسان غیب حافظ شیرازی:

شکر  خدا  که  از مدد بخت کارساز

بر حسب آرزوست همه کارو بار دوست

سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار

در  گردشند  بر  حسب  اختیار دوست

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/03ساعت 11:46  توسط مسافر کوچولو | 
 

 
پدر روزنامه م‍ي خواند، اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي شد. حوصله پدر سر رفت و صفحه اي از روزنامه را - كه نقشه ي جهان را نمايش مي داد - جدا و قطعه قطعه كرد وبه پسرس داد و گفت:
" بيا كاري برا يت دارم. يك نقشه ي دنيا به تو مي دهم، ببينم مي تواني آن را دقيقا همانطور كه هست بچيني ؟ "
و دوباره به سراغ روزنامه اش رفت ، مي دانست پسرس تمام روز گرفتار اين كار است. اما يك ربع بعد ، پسرش با نقشه كامل برگشت.
پدر گفت:" مادرت به تو جغرافي ياد داده است؟ "
پسرجواب داد: " جغرا في ديگر چيست؟!؟ اتفاقأ پشت همين صفحه ، تصويري از يك آدم بود. وقتي توانستم آن آدم رابسازم، دنيا را هم دوباره ساختم! "
 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/06ساعت 9:12  توسط مسافر کوچولو | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با تشکر از همه شما
لطفا نظرات خودتونو بنویسید و یا ایمیل بزنید

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آرشیو موضوعی
زبان دوم
بزرگ شویم همراه با کودکانمان
گوگل و متعلقین
خلاقیت
برنامه ریزی
عمومی
دلنوشته
آموزش
ویتامینهای روح
معرفی بهترین سایتهای درآمدزا
دانلود
قاب عکس
کدهای جاوا
قلم رنجه
فیلتر شکن
ادبی
ترفند
کاریکلماتور
داستانک
همکاران
پرسشهای متداول
طنز
sms
مسافران مهتاب
آشپزخونه
ایرانگردی
پیشواز
دیالوگ
نيايش
مکالمه
اون روزها
همسایه ها
چراغ راه
سلوک
برای من نوشتی(برگزیده نظرات)
برای تو نوشتم
خدا بیدار است
آگهی بازرگانی
همسایه های مهربون
·▪•●.Single Night●•▪·
·▪•●.شبی را به یادم سرکن..●•▪·
·▪•●..بازیگران قدیمی..●•▪·
·▪•●.. ما مال همیم..●•▪·
·▪•●.. یا نور..●•▪·
·▪•●..هنرمند غريب(دانلود موزيك قديمي)..●•▪·
·▪•●..تنها در طلوع خورشید..●•▪·
·▪•●..فرشته های آسمانی..●•▪·
·▪•●.. پله..●•▪·
·▪•●..شاید... جایی برای دل تنگی هایم..●•▪·
·▪•●..خلوتی عاشقانه..●•▪·
·▪•●..دختر ماه..●•▪·
•▪•●..بي تو هرگز با تو بابات نمي زاره.....●•▪•
·▪•●..سوال من جواب تو..●•▪·
·▪•●..دختر شیطون..●•▪·
.::دختر طوفانی::..
·▪•●..شب فاخته ..●•▪·
..::کوئست صبا::..
..::بلاگ نگار::..
·▪•●.ما چند تائیــــــــــــــــــم ...!؟..●•▪·
.::خدايا مرا به خانه بازگردان::.
.::باشگاه وبلاگ نویسان::.
.::تنهاتر از همیشه::.
.::براي هميشه::.
.::عشقم را باور کن ::.
..::www.2allweb.com::..
من و با تنهایی هام تنها بذار دلم گرفته (بهنام عشقی )::.
.::تجارت الکترونیک از طریق اینترنت::.
.::عکس های مشتی::.
.::كسب درآمد از طريق اينترنت بدون پرداخت ::.
.::فضول::.
.::مرد البرز::.
.::ثروتمند شدن راحت با اینترنت ::.
.::دنیای حرفهای صمیمی::.
.::هاگوارتز::.
.::در قلب من::.
.::لب تو لب - LAB::.
.::همه چیز با خدا ممکن است::.
.::دنیای بزرگ بازی::.
.::آموزش مالتی مدیا بیلدر::.
.::کسب درامد از اینترنت::.
·▪•●.. گالری عکس..●•▪·
·▪•●.. اس ام اس (قشنگاش)..●•▪·
·▪•●.. حكايت دل..●•▪·
فرسوده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar

---------------------------- منو لینک کن --------------------------- لینک خود را اضافه کنید
 
--------------------------------------------

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by http://www.hoomiIT.blogfa.com

---------------------------------------------------