![]() |
![]() |
|
| مجله اینترنتی:فرهنگی/آموزشی/هنری/دانلود/ترفند... |
|
شيشه باش چون شكستي تيز تر شو !
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/08/27ساعت 20:16 توسط مسافر کوچولو |
|
|
ابرهـا می آ یـند
ابرهـا می رو نـد
بگــذار بـرو نـد
بگــذار بیــایند
تو اما آسمان باقی خواهی ماند .
...
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/05/27ساعت 13:46 توسط مسافر کوچولو |
|
|
گابریل گارسیا مارکز : تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/02/25ساعت 18:13 توسط مسافر کوچولو |
|
|
گابريل گارسيا مارکز : تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/02/09ساعت 2:15 توسط مسافر کوچولو |
|
|
زندگی با ارزش ترین هدیه ی الهی ست، پس ارزش ثبت و نگهداری را نیز دارد
می توان با بخشیدن، دریافت كرد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/02/04ساعت 15:54 توسط مسافر کوچولو |
|
|
دنیا چو حباب است ولکن چه حباب نه بر سر آب بلکه بر روی سراب آن هم چه سرابی که ببینند به خواب آن خواب چه خواب؟ خواب بد مست خراب
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/01/21ساعت 14:3 توسط مسافر کوچولو |
|
|
انس بن مالك ، سالها در خانه رسول خدا خدمتكار بود و تا آخرين روز يك شب ، طبق معمول ، انس بن مالك مقداری شير يا چيز ديگر برای "رسول خدا تا زنده بود موضوع آن شب را بازگو نكرد و به روی من نياورد "
كحل البصر ، محدث قمی ، صفحه . 67
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/06/22ساعت 12:34 توسط مسافر کوچولو |
|
|
v ماهي شده بود باورش v تــور اگه بندازن سـرش v ميشه عـروس ماهيا v شاهماهي ميشه همسرش v ماهيـه باورش نبـــود v تور اگه بندازن سرش v نگاه گرم ماهيگير v ميشه نگاه آخرش. v . v . v . v ميشه نگاه آخرش.. v ............
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/04/31ساعت 20:37 توسط مسافر کوچولو |
|
|
انيشتن: از لباس کهنه ات خجالت نکش از افکار کهنه ات شرمنده باش. کوروش کبيــر: اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه کنيد به دوستانتان محبت کنيد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/04/31ساعت 19:54 توسط مسافر کوچولو |
|
|
اگر می ترسید مورد انتقاد قرار بگیرید هیچ کاری نکنید هیچ چیزی نگویید و هیچ چیزی نباشید. البرت هوبارد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/04/06ساعت 13:16 توسط مسافر کوچولو |
|
|
من به خاكستر نشيني عادت ديرينه دارم سينه مالا مال غم . اما دلي بي كينه دارم پاك بازم من. ولي در آرزويم عشق بازيست مثل هر جنبنده اي من هم دلي در سينه دارم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/03/14ساعت 18:40 توسط مسافر کوچولو |
|
|
وقتي جهاناز ريشه ي جهنم و آدم از عدم و سعــي از ريشـه هاي يأس مي آيد، وقتي كه يك تفـــاوت ســــــاده در حــرف كفتــار را به كفتـــر تبديـــــل مي كند بايد به بي تفاوتي واژه ها و واژه هاي بي طرفي مثـــل نـــان دل بست. نان را از هر طرف بخواني نان است(!) ق.امين پور
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/11/20ساعت 20:40 توسط مسافر کوچولو |
|
|
آنگاه که هر روزت انتظار می شود و انتظارت هر روزه تنها خدا می ماند و خدا می ماند و خدا ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/11/20ساعت 20:36 توسط مسافر کوچولو |
|
|
" بهترین نوع پاسخ به هر سئوال پاسخی است که مثل مینی ژوپ باشد!!! ؛ آنقدر بلند که همه مطلب را بپوشاند و آنقدر کوتاه که جذابیت موضوع حفظ شود! " آریل شارون- مصاحبه با اوریانو فالاچی بعد از جنگ بیروت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/08/06ساعت 19:36 توسط مسافر کوچولو |
|
|
گر عصا نیست به دستم ز توانایی نیست آنقدر زور ندارم که عصا بردارم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/07/24ساعت 21:34 توسط مسافر کوچولو |
|
|
ریشه لغت عبادت: در زبان عربی وقتی که چیزی رام،نرم، مطیع بشود، بطوریکه هیچگونه عصیان و تعدی و مقاومتی نداشته باشد؛ این حالت را تعبد می گویند. در قدیم راهها و جاده ها این طور نبود که مانند امروز بوسیله ماشینهای راهسازی اول راه را بسازند، بعد روی آن راه بروند، بلکه راهها با رفتن ساخته میشد و لذا در روزهای اول بطوری بود که سنگ و خارها مانع رفت و آمد بودند؛ ولی در اثر عبور و مرور؛ کم کم سنگریزه ها خرد و نرم می شدند و مقاومتی در مقابل عابرین نداشتند، پای انسانها و حیوانها را آزار نمی دادند بلکه رام و آرام بودند، در حالیکه راهی که بیراهه بود؛ سنگها زیر پا ناآرام و عاصی بودند. این طریق، یعنی راهی که نرم و رام شده بود؛ می گفتند: طریق معبد. انسان عبد و معبد؛ یعنی: کسی که رام و تسلیم و مطیع است و هیچ گونه عصیانی ندارد. این گونه بودن یعنی رام و مطیع بودن. پ.ن: کاش ما هم عبد و بندهء واقعی خدا باشیم. یاعلی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/07/13ساعت 20:50 توسط مسافر کوچولو |
|
|
گر چه از دوری این فاصله ها مایوسم از همین فاصله دور تو را می بوسم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/06/28ساعت 23:56 توسط مسافر کوچولو |
|
|
سفره ام خالی است ... بسم الله ...
زيباترين عکسها درون يک تاريکخانه ظاهر مي شوند.
یا علی...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/06/26ساعت 23:28 توسط مسافر کوچولو |
|
|
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست فاضل نظری
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/06/13ساعت 0:27 توسط مسافر کوچولو |
|
|
جواب سوالم تو باشي اگر زدنيا ندارم سوالي دگر كه من پاسخي چون توميخواستم مباد ارزويم از اين بيشتر نشستم به بامي كه باميش نيست شگفتا دلم ميزند باز پر نفس گير گر ديده ارامشم خوشا بار ديگر هواي خطر برانست تا شب به خوابم كشد بزن باز برزخم من نيشتر دلم جرئتش قطره اي بيش نيست تو اي عشق او را به دريا ببر محمد علی بهمنی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/04/22ساعت 11:11 توسط مسافر کوچولو |
|
|
يه چيز ميگم ان شاء الله دل خور نشين/ قربون آن دلهاي تك سرنشين ناصر زروئي نصر آباد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/03/26ساعت 10:54 توسط مسافر کوچولو |
|
|
مي دهند افيون به مرد زخم مند چونكه پيكان از تنش بيرون كنند پس به هر ميلي تو دل خواهي سپرد از تو چيزي در نهان خواهند برد مولانا |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/03/25ساعت 10:10 توسط مسافر کوچولو |
|
|
در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است.
ناپلئون بناپارت)) |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/03/25ساعت 9:32 توسط مسافر کوچولو |
|
|
حافظ: در خرابات مغان نور خدا می بینم این عجب بین که چه نوری، ز کجا می بینم جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو خانه می بینی و من خانه خدا می بینم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/03/11ساعت 14:17 توسط مسافر کوچولو |
|
|
با قلم می گویم:
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/02/21ساعت 13:40 توسط مسافر کوچولو |
|
|
چه گویم ، چه ها دیده ام سال ها
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/02/16ساعت 13:44 توسط مسافر کوچولو |
|
|
حافظ: اگر ان ترک شيرازي بدست آرد دل ما را به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را صائب تبريزي: اگر ان ترک شيرازي بدست آرد دل ما را به خال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را هر انکس چيز ميبخشد ز مال خويش ميبخشد نه چون حافظ که ميبخشد سمرقند و بخارا را شهريار: اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را به خال هندويش بخشم تمام روح و اجزا را هر انکس چيز ميبخشد بسان مرد ميبخشد نه چون صائب که ميبخشد سر و دست و تن و پا را سر و دست و تن و پا را به خاک گور ميبخشند نه آن ترک شيرازي که برده جمله دلها را
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/02/07ساعت 4:12 توسط مسافر کوچولو |
|
|
از مردمك ديده ببايد آموخت ديدن همه كس را و نديدن خود را |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/02/04ساعت 13:5 توسط مسافر کوچولو |
|
|
در قمار زندگی وقتی حکم دل است خشت بر سر خشت برای چه به هم بگذاریم... و سلام کردن یعنی قمار وقتی منتظر جواب سلام باشی ........
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/02/04ساعت 13:3 توسط مسافر کوچولو |
|
|
هیچ کس ما را نمی آرد به خاطر ای عجب
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/01/22ساعت 1:13 توسط مسافر کوچولو |
|
|
آرزوهاتو يه جا يادداشت كن و يكي يكي از خدا بخواه.خدا يادش نميره ولي تو يادت ميره كه چيزي كه امروز داري ،آرزوي ديروزت بود.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/01/11ساعت 4:19 توسط مسافر کوچولو |
|
|
غرورت را براي كسي كه دوستش داري بشكن ولي دل كسي را كه دوستش داري به خاطر غرورت نشكن |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/01/11ساعت 4:1 توسط مسافر کوچولو |
|
|
مهم نيست چند بهار را در کنار هم زندگي کنيم،مهم اين است که چند لحظه را بهاري زندگي کنيم!!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/01/08ساعت 3:54 توسط مسافر کوچولو |
|
|
... لبخند زدي و آسمان آبي شـــــــد شبهاي قشنگ مهر مهتابي شـد پروانه پس از تولــــــــــــــــد زيبايت تا آخر عمر غرق بـي تابي شـــــد ....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/01/08ساعت 3:51 توسط مسافر کوچولو |
|
|
کوه با نخستین سنگ ها اغاز می شود و انسان با نخستین درد و من با اولین نگاه تو آغاز شدم........
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/01/08ساعت 3:49 توسط مسافر کوچولو |
|
|
هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته ...... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/01/03ساعت 23:16 توسط مسافر کوچولو |
|
|
بوی عیدی. بوی توپ. بوی کاغذ رنگی. شادی شکستن قلک پول. بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ. بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/01/03ساعت 22:43 توسط مسافر کوچولو |
|
|
هی فلانی! زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده کوچک اخوان ثالث
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/12/04ساعت 12:31 توسط مسافر کوچولو |
|
|
به پسرم درس بدهيد اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد . به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود . به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد . به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند . به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند . ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد . به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست . به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد . در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد ، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد ، پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/24ساعت 13:13 توسط مسافر کوچولو |
|
|
+ غمی در سینه دریا نهفته ست که می خواهد برافشاند به ساحل چو میبیند که ساحل ژرف خفته ست نگه می دارد آن را باز در دل
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/14ساعت 13:12 توسط مسافر کوچولو |
|
|
وقتی از آشیانه خود یاد میکنم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/10/15ساعت 12:51 توسط مسافر کوچولو |
|
|
اگر خداوند يک آرزوي انسان را برآورده ميکرد من بيگمان دوباره ديدن تو را آرزو ميکردم و تو نيز هرگز نديدن من را آنگاه نميدانم براستي خداوند کداميک را ميپذيرفت... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/10/08ساعت 11:35 توسط مسافر کوچولو |
|
|
به دریا شکوه بردم از شب ودشت |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/10/08ساعت 10:47 توسط مسافر کوچولو |
|
|
اورا دیدم ای عشق و آموختم از او آغاز خود را |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/09/17ساعت 10:9 توسط مسافر کوچولو |
|
|
--- با نگهت حاجت شمشیر نیست حمله همی آری و دل می بری --- تو اگر چنین لطیف از در بوستان در آیی گل سرخ شرم دارد که چرا همی شکفتم --- گویند رفیقانم در عشق سرداری گویم که سری دارم در باخته در پایی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/09/10ساعت 11:52 توسط مسافر کوچولو |
|
|
بگذار گريه كنم براي عاطفه اي كه نيست به یاد سلمان عزیز روحش شاد...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/08/26ساعت 11:43 توسط مسافر کوچولو |
|
|
انسان ها دو دسته اند : آن هايي که بيدارند در تاريکي و آن هايي که خوابند در روشنايي . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/08/14ساعت 22:48 توسط مسافر کوچولو |
|
|
می دونی فاصله بین انگشتان تو برای چیه؟ برای اینه که یک نفر دیگه با انگشتاش این جای خالی را پر کنه. پس به دنبال کسی باش که بتونه تا ابد دست هات را بگیره. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/08/07ساعت 2:23 توسط مسافر کوچولو |
|
|
بر روی دریچه قلبم نوشتم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/08/07ساعت 2:13 توسط مسافر کوچولو |
|
|
فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/08/03ساعت 17:7 توسط مسافر کوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با تشکر از همه شما
لطفا نظرات خودتونو بنویسید و یا ایمیل بزنید |
|
RSS
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
http://www.hoomiIT.blogfa.com