![]() |
![]() |
|
| مجله اینترنتی:فرهنگی/آموزشی/هنری/دانلود/ترفند... |
|
تولد یوستین گوردر توسط حامد- یکی از بهترین دوستام- با کتاب دنیای سوفی آشنا شدم. کتاب خوبی بود. تاریخ فلسفه در قالب یک رمان که اصلاً هم خسته کننده نبود. پیشنهاد می کنم بخونینش.
تابستون که شروع میشه... منم میرم سراغ تفریحات سالم همیشگی. یکی از اونا هم رمان خوندنه. پ.ن: حیف که تعطیلات نصف شد و من به هیچ کاری نرسیدم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/05/17ساعت 9:49 توسط مسافر کوچولو |
|
|
روز خبرنگار مبارکباد زمانیکه خبرنویسی مقدماتی رو شروع کرده بودم، دید دیگه ای نسبت به خبرنگاری داشتم. پ.ن: خیلی زود گذشت. یادش بخیر. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/05/17ساعت 9:42 توسط مسافر کوچولو |
|
|
15 مرداد 1378 بود که خبر درگذشت پرویز شاپور رو شنیدم. کاریکلماتورهایش را دوست داشتم. کاریکاتورهایی
که به جای خطوط، با کلمات ترسیمشان می کرد. از ویژگی کاریکلماتورهای شاپور این است که معمولاً با تصویری همراه هستند؛ و ویژگی دیگر آنها طنزی است که مفاهیم و تصاویر را به هم سنجاق می کند.
چند کاریکلماتور از او :
گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرنده محبوس است.
گل آفتابگردان در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند. مرگ, دستمزد یک عمر زندگی کردن است. پ.ن : یکی از کاریکلماتورهایی که خیلی خوشم اومد: " نانوا هم جوش شیرین می زند، بیچاره فرهاد"
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/05/15ساعت 11:2 توسط مسافر کوچولو |
|
|
مرد به سرعت به خانه آمد و فریاد زد عزیزم ساکتو ببند.من همین الان ۱۰ میلیون دلار برنده شدم . زن : ساکها رو برای ساحل ببندم یا کوه . مرد : مهم نیست فقط ساکتو ببندو از جلو چشام دور شو . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/05/10ساعت 10:55 توسط مسافر کوچولو |
|
|
سلام بر پدرم و همهء پدران دوست داشتم بابا پیشم بود و با افتخار دستش رو می بوسیدم و خیلی ساده بهش می گفتم: "بابایی دوستت دارم، روزت مبارک!" پ.ن: 1: پدر یعنی کم غذاترین عضو یک خانواده پنج نفری. 2: باباجون، هرکجا هستی سلامت باشی و سرفراز.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/05/06ساعت 20:4 توسط مسافر کوچولو |
|
|
چند روز پیش سفری پیش اومد که باید می رفتم. قبلاً هم همین مسیر رو تو اسفند 85 با همین گروه رفته بودم. اونموقع یه ماشینی جلومون حرکت می کرد که پشتش نوشته شده بود ، " ناظم نظم جهانی کی می آیی؟" و
ایندفعه ماشین جلویی حامل این نوشته بود " این قافلهء عمر عجب می گذرد ". پ.ن: این دوره هم داره تموم میشه.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/05/06ساعت 11:7 توسط مسافر کوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با تشکر از همه شما
لطفا نظرات خودتونو بنویسید و یا ایمیل بزنید |
|
RSS
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
http://www.hoomiIT.blogfa.com