![]() |
![]() |
|
| مجله اینترنتی:فرهنگی/آموزشی/هنری/دانلود/ترفند... |
|
اگر خواستید در زمانی که فیلمی را در ویندوز مدیا پلیر می بینید از صحنه ای عکس بگیرید با ترکیب دو کلید ctrl + I این کار را انجام دهید.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/30ساعت 12:23 توسط مسافر کوچولو |
|
|
گاهی به باران حسودی می کنم که بی پروا با آغوش گونه هايت عشق بازی می کند ... !
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/30ساعت 12:20 توسط مسافر کوچولو |
|
|
اولش سخته بگو بسم الله و برو جلو سختی اول به لذت بعدیش می ارزه . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/30ساعت 12:18 توسط مسافر کوچولو |
|
|
محبس خويشتن منم ، از اين حصار خسته ام اردلان سرفراز |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/11/29ساعت 13:17 توسط مسافر کوچولو |
|
|
دهانت را می بويند , مبادا گفته باشی : دوستت دارم ... روزگار غريبی ست نازنين !!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/11/29ساعت 12:58 توسط مسافر کوچولو |
|
|
خوراك لازانيا مواد لازم:
طرز تهيه: گوشت چرخ كرده را با پياز سرخ شده و 2 قاشق سوپخوري روغن تفت مي دهيم و مي گذاريم با يك ليوان آب بپزد تا به روغن بيفتد . رب گوجه فرنگي را اضافه كرده و نمك و فلفل آن را ميزان مي كنيم. از اين مايه گوشتي براي انواع غذاهاي ماكاروني و لازانيا استفاده مي كنيم. براي پخت خمير لازانيا ( مثل ماكاروني ) ، در يك قابلمه بزرگ آب ريخته، مي گذاريم تا آب به جوش آيد. نمك و مقداري روغن براي جلوگيري از چسبيدن خميرها به آب مي افزاييم. بعد از آن خميرها را در آب در حال جوش ريخته و بعد از چند جوش و نرم شدن خمير آن را در يك آبكش ريخته و بلافاصله روي آن آب سرد مي ريزيم تا خميرها به هم نچسبند. سپس به آرامي خميرها را بر داشته و روي يك پارچه تميز مي گذاريم تا آب آن مقداري گرفته شود . توجه كنيد كه موقع برداشتن از آبكش، خميرها پاره نشوند. حالا خمير لازانيا آماده است تا مواد گوشتي را روي آن قرار دهيم. در ظرف تفلون يا پيركس مناسب، 2 قاشق سوپخوري روغن آبكرده و يك رديف خمير لازانيا قرار مي دهيم و يك رديف پنير رنده شده و مقداري از مايه گوشتي و سس سفيد را روي آن مي ريزيم. سپس روي آن يك رديف ديگر خمير لازانيا و سس سفيد ومايه گوشتي و پنير رنده شده ريخته و به همين صورت ادامه مي دهيم. ظرف را روي پنجره بالاي فر قرار مي دهيم تا با حرارت 350 درجه فارنهايت به مدت نيم ساعت بماند و پنير روي آن كمي برشته شود. خمير لازانياي آماده را مي توانيد از سوپرها نيز تهيه كنيد. طرز تهيه سس سفيد براي لازانيا: مواد لازم:
طرز تهيه: كره را آب كرده و آرد را با آن كمي تفت مي دهيم. شير را به تدريج اضافه مي كنيم تا سس صاف و يكنواخت و غليظ شود. سپس نمك و فلفل را اضافه مي كنيم. حالا سس آماده مصرف است.
|
||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/11/27ساعت 12:27 توسط مسافر کوچولو |
|
|
به پسرم درس بدهيد اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد . به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود . به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد . به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند . به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند . ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد . به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست . به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد . در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد ، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد ، پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/24ساعت 13:13 توسط مسافر کوچولو |
|
|
مرد وزن جوان سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواشتر برو من می ترسم. مرد جوان: نه اینجوری خیلی بهتره زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم مرد جوان: خوب اما اول باید بگویی که دوستم داري؟ زن جوان: دوستت دارم ،حالا میشه یواشتر برونی مرد جوان: مرا محکم بگیر زن جوان: خوب ، حالا میشه یواشتر بری؟ مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاست مرا برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم میکنه روز بعد واقعه در روزنامه ثبت شده بود،برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند ودیگری در گذشت مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون این که زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاست خود را برسر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود وخودش رفت تا او زنده بماند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/23ساعت 13:12 توسط مسافر کوچولو |
|
|
يک دختر بود که کور بود کسي که از خودش هم بدش مي اومد چون کور بود.او از همه بدش مي اومد جز دوست پسرش.يک روز دختره گفت:اگه فقط مي تونستم دنيا را ببينم با دوست پسرم ازدواج مي کردم بالاخره يک روز کسي چشمهايش را به او داد و سپس او توانست همه جا رو ببيند.دوست پسرش ازش خواست :حالا که تو مي توني همه جا رو ببيني با من ازدواج مي کني؟دختر شکه شد وقتي ديد دوست پسرش هم کور است و او قبول نکرد که با پسر ازدواج کند.دوست پسرش با چشمان خيس رفت و گفت عزيزم مواظب چشماي من باش. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/11/22ساعت 12:55 توسط مسافر کوچولو |
|
|
کاش قلبم درد پنهانی نداشت بی خطر پیمود و قربانی نداشت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/18ساعت 13:16 توسط مسافر کوچولو |
|
|
آغازی نو هرکس در درون خود یک خبر خوب دارد:
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/17ساعت 11:37 توسط مسافر کوچولو |
|
|
می گفت:مرام،معرفت دوره ش سر اومده.بابا،هومن!اینا مال تو فیلما بود. واسه فردین و... . واسه دورهءفیلمفارسیا بود.از این مایه ها بیا بیرون.الان هرکی به فکر خودشه.به فکر خودت باش.اما هرچی که میگه تو کتم نمیره.عادت کردم که اینجوری زندگی کنم.کاری هم نمیشه کرد.درست و غلطش رو هم نمیدونم.شایدم اون درست میگه... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/16ساعت 13:15 توسط مسافر کوچولو |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/16ساعت 13:12 توسط مسافر کوچولو |
|
|
هنوزم خدا دوستم داره. قربون خدا برم...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/16ساعت 13:7 توسط مسافر کوچولو |
|
|
+ غمی در سینه دریا نهفته ست که می خواهد برافشاند به ساحل چو میبیند که ساحل ژرف خفته ست نگه می دارد آن را باز در دل
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/14ساعت 13:12 توسط مسافر کوچولو |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/12ساعت 13:9 توسط مسافر کوچولو |
|
|
زیرتیغ: دیشب که می دیدمش تو صحنه ای که پرویز پرستویی به خونش زنگ زده بود که خبر بده دادگاه داره،روی دیوار بغل تلفن نوشته بود: دریای غم،اردک نداره. پی نوشت:چه حرفه ای فیلم می بینیم.قسمت چهاردهم رو دوشنبهء این هفته هم تکرار می کنه.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/11ساعت 13:15 توسط مسافر کوچولو |
|
|
شام غریبان صدای دسته از تو کوچه داره میاد. یاد"روز واقعه" می افتم. " کیست مرا یاری کند ؟ ". مدد ز غیر تو ننگست، یاعلی، مددی.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/11ساعت 13:3 توسط مسافر کوچولو |
|
|
خدا خیرش بده، این وحید جلیلوند رو که هر وقت می بینمش،حس و حال خوبی که داره ، به من هم منتقل میشه. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/11ساعت 12:59 توسط مسافر کوچولو |
|
|
یاحسین(ع) عزاداریهایتان،قبول.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/10ساعت 13:12 توسط مسافر کوچولو |
|
|
علم، محرم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/11/08ساعت 13:13 توسط مسافر کوچولو |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/03ساعت 13:15 توسط مسافر کوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با تشکر از همه شما
لطفا نظرات خودتونو بنویسید و یا ایمیل بزنید |
|
RSS
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
http://www.hoomiIT.blogfa.com